
گر کشی یا بنوازی، ای دوست – عاشقم، یار وفادار توام – هرکه بینیم خریدار تو است – من خریدار خریدار توام
شهید سید غیباله چامیان فرزند سید هیبتاله در دوم مرداد ماه سال ۱۳۴۳، در روستای جولکی در خانوادهای مذهبی و متدین به دنیا آمد. هنوز سنی از وی نگذشته بود که اتفاقی دردناک سید غیباله را به حسی عجیب و تنها فرو برد. درگذشت پدر در سن کودکی مصیبتی بزرگ برای شهید سید غیباله بود، اما داشتن مادری مهربان، فدارکار و دلسوز، باعث شد تا هیچگاه فقدان پدر، شهید غبیباله را آزار ندهد. شجاعت و تلاش مادرانه شهید غیباله، روحیه او را مقاوم و جسور ساخت و برای مردم تداعیگر سخن «از دامن زن است که مرد به معراج میرود» شد.
ایشان دوران تحصیلات ابتدایی و راهنمایی خود را در روستای زادگاهش پشت سر گذاشت. سال اول دبیرستان را در منطقه بهمئی(لیکک) مشغول به تحصیل شد و سپس به روستای جایزان برای ادامه تحصیل منتقل شد و درس خود را تا دوم دبیرستان ادامه داد. ایشان از ابتدای شروع مبارزات انقلاب اسلامی، شوری انقلابی داشت و همراه دیگر نوجوانان و جوانان روستا به راهپیمایی و پخش اعلامیه علیه رژیم پهلوی پرداخت.
شروع جنگ تحمیلی و دفاع مقدس برگ دیگری از دفتر پر رمز و راز پر حوادث زندگی شهید غیباله را ورق زد، چرا که ایشان درس را رها و در سال ۱۳۶۰ عازم جبهههای حق علیه باطل شد، تا اینکه سرانجام درمرحله دوم عملیات والفجر مقدماتی همراه با گردان رامهرمز به عنوان آرپیجیزن شرکت نموده و در حالی که به محاصره دشمن افتاده بودند تا آخرین لحظه به همراه دیگر دوستانش مقاومت جانانهای میکنند و روح سبکبال ایشان که ناشی از ایمان به خدا بود، در تاریخ ۱۳۶۱/۱۱/۲۱ با روح اجداد شهیدش پیوند خورد و به درجه رفیع شهادت نایل شدند. پیکر مطهرش سالها گنج پنهان و دُر گرانبهای خاکهای رملی شیبمیسان بود تا اینکه در سال ۷۰ پس از تفحص و شناسایی، پیکر پاکش بر دوش امت حزبالله تشییع و در زادگاهش روستای جولکی به خاک سپرده شد. روحش شاد و یادش مستدام باد.
وصیت نامه
بسم الله الرحمن الرحیم
{ يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً فَادْخُلي في عِبادي وَ ادْخُلي جَنَّتي }
وصیت من به برادران این است که خدا نکند تعلقات مادی و هوای نفس مانع از سیر و تکامل آنها به سوی مطلوب حقیقی که همان الله است شود.
سعی کنید طوری عمل نمائید که در مقابل امام حسین(ع) سرافراز باشید و بدانید که مرگ چیزی جز تجدید حیات نیست و مرگ پلی است که انسان را از عالم درون به عالم نامتناهی سوق می دهد لذا در راه خدا به استقبال آن روید و طعم مرگ را بچشید و ببینید که چقدر لذت آور است.
وصیت دیگر من این است که از خط رهبری که همانا استمرار خط پیامبران است پیروی نمائید و همچون سرور شهیدان امام حسین(ع) خود را برای هر نوع مشکل و مصیبتی آماده سازید.
از شما برادران عزیزم میخواهم دست از اسلام عزیز برندارید و ظواهر فریبنده دنیا شما را گول نزند…
شهید در وصیتنامه خود خواهران را به حفظ حجاب فراخواند و گفت که زینبوار باشید و در برابر سختیها و مصایب مانند حضرت زینب(س) عمل کنید.