
میرفت به فوج عاشقان پیوندد – چون موج به بحر بیكران پیوندد – گفتم: به كجا؟ به خنده گفتا: تاوصل – آنجا كه زمین به آسمان پیوندد
بوی پاییز از آخر ماه گرم و شرجی تابستان(شهریور) مشامها را تیز کرده بود. بوی مهر و مدرسه و عطر محبت آغشته به تولد فرزندی زیبا و خوشیمن، کوچه پس کوچههای شهر نفتی آغاجاری را طنینانداز کرده بود.
شهید مجید ریاضی فرزند محمدیوسف، در ۱۳۴۵/۶/۲۸ در شهر آغاجاری بر اهالی خونگرم و صمیمی شهر و پدر و مادر گرامیاش لبخند حضور زد. فرزند پنجم در خانوادهای که چهار برادر و دو خواهر داشت، رشد یافت و بزرگ شد. وی تحصیلات ابتدایی و راهنمایی را در شهر زادگاهش گذراند.
از طریق آزمون ورودی وارد آموزشگاه فنی و حرفهای شرکت ملی نفت شد. ایشان با شناختی که از انقلاب و اسلام پیدا کرد، با شنیدن شیپور جنگ مشتاقانه عزم خود را جزم حضور در جبهه و نبرد با دشمنان انقلاب اسلامی نمود.
مشغول به تحصیل در سال دوم هنرستان در آموزشگاه فنی و حرفهای شرکت نفت بود که وارد جبهههای جنگ شد. ایشان در عملیات بیتالمقدس حضور موفقیتآمیز و پیروزمندانهای داشت، اما باز هم آرام نگرفت و دوباره در سال ۶۱ به سوی میدان نبرد شتافت و به همراه گردان انشراح در عملیات والفجرمقدماتی حضور یافت و پس از گره خوردن و سخت شدن عملیات هنگامیکه با چند میدان مین مواجه شدند، ایشان در قالب گروه خطشکن شهدا داوطلب مردانه ایستادگی کرد و پس از انفجار مین زخمی شده و ابتدا در کنار مجروحان قرار گرفت و سپس بر اثر ترکش خمپاره روح ملکوتیاش در تاریخ ۶۱/۱۱/۱۸ در منطقه شیبمیسان به جوار قرب الهی شتافت و با اقتدا به حضرت فاطمه زهرا(س) گمنامی را برگزید و به خیل شهدای مفقودالاثر پیوست. راهش پر رهرو باد.