شهید حسن شکرپور

من اینجا سرد سردم ، ای دل ای دل  –  جدا از اهل دردم ای دل ای دل  –  من و رفتن بسوی روشنایی  –  دعا كن بر نگردم ای دل ای دل

در یک عصر پاییزی برگ‌ریز، شکوفه‌ای در بوستان خانواده شکرپور جوانه زد که زردی پاییز را به بهار مبدل نمود. شهید حسن شکرپور فرزند شیخ‌عالی در تاریخ ۱۳۴۱/۸/۲۷ در شهر قهرمان‌پرور اندیمشک دیده به جهان گشود. جهانی که معنایی دیگر برای حسن داشت. دارالقرار نبود بلکه قفس بود تا چند صباحی او در آن پر پرواز بگشاید و تا بر دوست عروج نماید.

فرزند چهارم خانواده که در خانواده‌ای مذهبی و متدین و از طبقه‌ی ضعیف کارگری پا به عرصه‌ی وجود نهاده بود، فضایی مذهبی و دینی را در خانواده استشمام می‌کرد، پدر که اهل مسجد و نماز بود حسن را آموخته‌ی مسائل مذهبی و دینی کرد و او را به همراه خود به مسجد و نماز جماعت می‌برد تا پرورش دینی و انقلابی بیابد.

شهید حسن شکرپور دارای چهار برادر و یک خواهر بود که رابطه‌ای بسیار حسنه و مهربانانه با اهل خانواده و به خصوص پدر و مادر داشت که این حسن‌اخلاق او همیشه ورد زبان دیگران بود.

دوران تحصیلی خود را تا مقطع اول دبیرستان در شهر اندیمشک گذراند. وقتی جنگ شروع شد و شهرش آماج گلوله‌های دشمن قرار گرفت، شهید حسن شکرپور جوانی هجده ساله بود که قد کشیده و مادرش رؤیایی مادرانه در دل برای او می‌پروراند.

در حالی‌که تحصیل می‌کرد، با پایگاه بسیج محل هم فعالیت داشت. روح دریایی ایشان، او را در ساحل گرفتار نکرد و وارد امواج سهمگین جبهه‌های نبرد حق علیه باطل برای رویارویی با دشمن بعثی نمود.

در بحبوحه جنگ تحمیلی شهید شکرپور خدمت مقدس سربازی خود را در پایگاه پنجم شکاری ارتش در امیدیه می‌گذراند، اما به دنبال گمشده‌اش لحظه‎ای آرام و قرار نداشت، چرا که ایشان می‌خواست به صورت مستقیم با دشمن بعثی به نبرد بپردازد. به همین دلیل داوطلبانه مأمور به بسیج امیدیه(آغاجاری) گشت و در قالب گردان انشراح به صورت نیروی بسیجی در عملیات والفجرمقدماتی حضور یافت.

در مقابل دشمن ایستاد و جنگید تا اینکه در تاریخ ۶۱/۱۱/۱۸ در سحرگاهان پرکشیدن فرشتگان زمینی به آسمان، پس از نبردی جانانه با دشمن بعثی به شهادت رسید و پیکر پاک و مطهرش همچون پیکر مطهر مادر ائمه حضرت زهرا(س) گمنام ماند و در شیب‌میسان باقی ماند. روانش شاد و راهش پر رهرو باد.

 

وصیت‌نامه

بسم الله الرحمن الرحیم

خدمت پدر و مادر عزیزم، از اینکه باعث نگرانی شما شده‌ام، امیدوارم مرا مورد بخشش خود قرار دهید. پدر و مادر عزیزم، اکنون اسلام و کشور عزیزم مورد هجوم دشمنان قرار گرفته، لذا بر خود واجب می‌دانم که همراه سایر برادران به دفاع از دین و مملکت بپردازم، امیدوارم بتوانم فرزندی برومند برای شما و اسلام عزیز باشم. ان‌شاءالله.