
آن فرو ریخته گلهای پریشان در باد – كز می جام شهادت همه مدهوشانند – نامشان زمزمه ی نیمه شبۣ مستان باد – تا نگویند كه از یاد فراموشۣانند
تیغ سوزان مرداد ماه سال ۴۴، بر چهرهی آفتاب خوردهی مردمان شهر، در آن روز رنگ دیگری یافته بود. رنگی به رنگ پاک، خبر نوید شکفتن غنچهای در شهر دلاورمردان حکایت داشت.
شهید نوراله طواف فرزند عبدالرسول، در هفتم مرداد ماه ۱۳۴۴، در شهر قهرمانپرور آغاجاری دیده به جهان گشود تا به عنوان فرزند چهارم خانواده، زوج خوبی برای دیگر برادران باشد و طعم شیرین بازیهای بچگانه را در خانواده، لذت بیشتری ببخشد.
هنوز در خم و چم راه رفتنیهای بچگانه بود و الفبای مهارت همزیستی و همسازی با محیط را میآموخت، که خداوند او را در آزمایشی سخت آبدیده ساخت. در حادثهای که لباس و پاهایش آتش گرفت ، خوب یاد گرفت که در مسیر صراط حق با پایسوخته هم میتوان در بیابان مغیلان، برای رسیدن به کعبهی آرزوها قدم برداشت.
شهید نوراله دوران پر نشاط ابتدایی را در دبستان ۱۷ شهریور کوی سعدی آغاجاری پشت سرگذاشت. علاقهی شدید به مسجد و حضور در نماز جماعت به همراه بزرگترها، ایشان را نیز بزرگمردی کوچک ساخته بود.
در شور و شوق نوجوانی بود که خبرهایی داغ مشام او را آتشین ساخت. پیروزی انقلاب اسلامی، شهید طواف را به تبلیغ و ترویج نشریات انقلاب اسلامی کشاند و علاقهی شدیدی به مطالعه کتب شهید مطهری و همچنین آشنایی با عقاید و تفکرات گروهکها برای مبارزه با آنها داشت.
شیپور جنگ که نواخته شد، ساحل آرام و روح لطیف سیمای نورانی نوراله، طوفانی شد و خود را برای آزمایشی بزرگتر از سوختن پاهایش، آماده کرد. در سال ۱۳۶۰ به عضویت بسیج درآمد و تحصیلات خود را تا مقطع سوم دبیرستان گذراند که حضور در جبهه و دفاع از انقلاب اسلامی و دین و آیین و مرز و بوم خود را واجبتر از ادامهی تحصیل دانست.
در عملیاتهای ثامنالائمه(شکست حصر آبادان)، طریقالقدس و فتحالمبین حضور داشت. حضور او در همهی این عملیاتها باعث شده بود که آبدیدهی جبهه و جنگ شود و بارها میگفت: «که نمیدانم چه حکمتی است که من شهید نمیشوم»، تا اینکه در تاریخ ۶۱/۱۱/۱۸، در عملیات والفجرمقدماتی به عنوان تک تیرانداز گردان انشراح، در گروه خطشکن شهدا حضور یافت و جزء آن ۱۹ نفری بود که فرماندهاش «خواب دید که ایشان وارد خیمهی ائمه و اهلبیت شده است» و در آن شب ملکوتی مردان خدا، نور خدا در نوراله جلوهی دیگر یافت و در شیبمیسان، به خیل دوستان شهیدش پیوست.
پیکر مطهرش در گلزار شهدای آغاجاری به خاک سپرده شد. خدایش با شهدای کربلا محشور نماید.
وصیت نامه
{ … وَلَا يَزَالُونَ يُقَاتِلُونَكُمْ حَتَّى يَرُدُّوكُمْ عَنْ دِينِكُمْ إِنِ اسْتَطَاعُوا وَمَنْ يَرْتَدِدْ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَيَمُتْ وَهُوَ كَافِرٌ فَأُولَئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَأُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ } (بقره/۲۱۷)
{ إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ وَالَّذِينَ هَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ أُوْلَـئِكَ يَرْجُونَ رَحْمَتَ اللّهِ وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ } (بقره/۲۱۸)
اینجانب نوراله طواف فرزند عبدالرسول، شماره شناسنامه ۱/۱۵۴ به وحدانیت خداوند متعال گواهی میدهم که محمد(ص) رسول اوست و علی(ع) ولی اوست و من مرید خمینی هستم. سپاس خدایی را که مرا به راه راست خود هدایت فرمود و ننگ کفر را ازمن برداشت و سعادت پرستش و سعادت شهادت را به من عطا فرمود و هزار بار شکر که انشاءالله مرا از آتش دوزخ میرهاند.
برادران و خواهران مسلمان شما هم همیشه شکر خدای را به جای آورید، که شما را ازآن لجنزار رهانید. شما را انتخاب کرد که حکومت الله را در جهان برقرار گردانید. شما ای ملت قهرمان، مأموریت خطیری بر دوش دارید، ماموریتی الهی و چه خوش سعادتی که بر شما مردم مسلمان فرود آمد: شما نیز وظیفه خودتان را انجام دهید که شما پیروزید.
چه شهید و پیروزی ظاهری، شما فقط تکلیف خود را انجام دهید و از هیچ تهدید توخالی نهراسید که خدا پشتیبان شماست. از هیچ قدرتی کمک نخواهید و در تنگی به قدرتی روی نیاورید اگر شما جنگ میکردید، به یقین تا به حال تاب مقابله نداشتهاید و از یاد هو خیرالرازقین فقط به خدا پناه ببرید و ازخدا روزی بطلبید و استقامت کنید؛ زیرا شما اگر از قرآن و از حافظ و مفسر قرآن، امام خمینی، پیروی کنید، حتما پیروزید؛ زیرا در آن صورت این شما نیستید که مبارزه میکنید، شما وسیلهای بیش نیستید و افتخار کنید که شما انتخاب شدهاید.
{ فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَلَٰكِنَّ اللَّهَ قَتَلَهُمْ وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَٰكِنَّ اللَّهَ رَمَىٰ }
اگر شما جنگ میکردید به یقین تا به حال تاب مقابله نداشتید و از پا در میآمدید پس آگاه باشید که تمام کفر دارد با خدا میجنگد و شما نفس و راحتطلبی شیطانی را سرکوب کنید و رنج جهاد را بر خود تحمل کنید که خدا وعده پیروزی به شما داده است.
{ قاتِلُوهُمْ يُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ بِأَيْدِيكُمْ وَ يُخْزِهِمْ وَ يَنْصُرْكُمْ عَلَيْهِمْ }
به این چند روز دنیا دل مبندید که تحمل رنج دنیا آسان است، لیکن به یادآور که علی(ع) آن شیر خدا و ساقی کوثر و معصوم چگونه از عذاب آتش الهی یاد میکند.
اما اگر این چند سال عمر را به اطاعت خدا و حقیقت و راستی بپردازیم. آسایش ابدی نصیبمان خواهد شد.
{ وَ یُبَشِّرُ الْمُؤْمِنینَ الَّذینَ یَعْمَلُونَ الصَّالِحاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْراً کَبیرا }
والسلام
نوراله طواف