
هرگز نمیرد آنكه دلش زنده شد به عشق – ثبت است بر جریده ی عالم دوام ما
شهید محمد کیانپور فرزند علی، در چهارم دی ماه ۱۳۴۵ پا به عرصهی حیات نهاد. دوران دبستان و راهنمایی را در زادگاهش امیدیه سپری نمود و وارد دورهی دبیرستان گردید. تربیت دینی خانواده، او را علاقمند به حضور در نماز جماعت مسجد و یادگیری و آموزش قرآن و معارف دینی کرده بود.
محمد به ورزش علاقه زیادی داشت و در مسابقات شنای استانی به چند مدال در ردهی سنی خود دست یافت. با وجود سن کم(۱۴ سالگی) علاقهی شدیدی به حضور در جبهههای نبرد حق علیه باطل داشت که در نهایت در حالی که سن او ۱۶ ساله بود دیگر توان تحمل دوری از جبهه را نداشت، دوره دبیرستان را ناتمام گذاشت و پس از گذراندن دورههای آموزشی کوتاه مدت رهسپار جبهههای نبرد گردید و درگردان انشراح تیپ امام حسن (ع) مشغول مبارزه با دشمنان خدا شد و سرانجام در سحرگاه خونین ۶۱/۱۱/۱۸ ، مردانه ایستاد و مقاومت کرد تا پرواز همیشگی را با شهادت خود بر تابلوی عاشورایی مردان خدا به تصویر بکشد.
پیکر مطهرش سالها صفابخش خاکهای خشک و رملی شیبمیسان بود و پس از ۸ سال در سال ۱۳۶۹ به زادگاهش بازگشت و در کنار همرزمان شهیدش در تاریخ ۶۹/۱۲/۸ در گلزار شهدای امیدیه به خاک سپرده شد. روحش شاد و راهش پر رهرو باد.
خاطره ای به نقل از خانواده شهید:
هنگامی که پدر در خصوص انگیزه و هدف ایشان برای حضور در جبههها سوال کردند، شهید کیانپور علیرغم سن و سال کم خود، جواب اندیشمندانهای دادند و فرمودند: فردای قیامت جواب مقتدایمان خمینی کبیر، هموطنان و همرزمان خود را چگونه دهم، درحالی که از دنیا رفته باشم و از دین و میهن و خاک خود دفاعی نکرده باشم؟
پدر شهید که عمری را در راه خدمت به اهلبیت و مطالعات دینی سپری کرده بودند، پس از شنیدن صحبت ایشان به خانواده گفتند: محمد قطعاً با فهم و درک مناسبی در این راه قدم نهاده است و پیش بینی میکنم که شهادت نصیب فرزندم شود.