
ما زبالاییم و بالا می رویم – ما زدریاییم و دریا میرویم – ما از آنجا و اینجا نیستیم – ما ز بی جاییم و بی جا می رویم
سرانجامش همچون نامش حميد و ستوده بود. او در تاريخ ۴/۸/۱۳۴۴ در علي آباد چشم به جهان گشود و در خانواده اي مذهبي و پرجمعيت رشد كرد، او در كودكي از نعمت مادر محروم شد امّا خداوند در حق او لطف نمود و نامادري در حق او مادري كرد و تا آخرين لحظه از هيچ محبتي در حق او دريغ نكرد، شهيد حميد رضا نريميسائي در انجام كار هاي خير پيشقدم بود و با اشتياق و شوري عجيب در مناسبت هاي مذهبي و مراسم همكاري مي كرد، او از انجام هيچ كمكي دريغ نمي ورزيد و با روحيه اي عالي در پايگاه مقاومت وجمع دوستان حاضر مي شد. در عنفوان جواني در حالي كه بيش از ۱۶ بهار را تجربه نكرده بود، داوطلبانه به جبهه هاي نبرد اعزام شد. حميد نبرد عليه متجاوزان را از تحصيل ضروري تر مي دانست به همين دليل درس خود را نيمه كار گذاشت و با حضور در جبهه هاي نبرد، دليرانه جنگيد و در تاريخ ۶۴/۱/۱۴ در پادگان شهيد حبيب الهي اهواز مورد اصابت گلوله كاليبر ۴۵ هواپيماي عراقي قرار گرفت و يكي از كليه هاي خود را از دست داد.
حميد در سال ۱۳۶۵ ازدواج مي كند و ثمره ي اين پيوند مبارك دو فرزند است كه هم اكنون يادگاران اين شهيد سرافراز هستند. او برادري فداكار و همسري نمونه بود كه در طول حيات با بركت خود غبار رنجشي به خاطر ديگران نرساند. او در سال ۱۳۶۷ به استخدام شركت ملي نفت در آمد و بعد از مدتي كليه ي ديگر خود را نيز بواسطه ي جراحات شيميايي ناشي از جنگ از دست داد و در طول ساليان دراز با رنج بيماري و دياليز ساخت و دم بر نياورد و براي هميشه حسرت كشيدن يك آه و شكايت را بر دل شب پرستان نهاد.
با شدّت بيماري و وخامت اوضاع، حميد به بيمارستان شهيد بهشتي تهران اعزام مي شود و در تاريخ ۱۳۷۵/۳/۲۷ به درجه رفيع شهادت نايل مي گردد، مردم قدردان اميديه دو روز بعد با بدرقه اي كم نظير پيكر فرزند خود را در گلزار شهداي اميديه به خاك سپردند. يادش گرامي و راهش پر رهرو باد.