شهيد علی حميدی

فاش می گویم و از گفته ی خود دلشادم  –  بنده عشقم و از هر دو جهان آزادم  –  طایر گلشن قدسم چه دهم شرح فراق  –  كه در این دامگه حادثه چون افتادم

در محيط پاك روستاي برج از توابع بخش جايزان، در خانواده اي متديّن كودكي چشم به جهان گشود كه نامش را علي گذاشتند. پنجم آذرماه سال ۱۳۴۷ براي پدر سرشار از شادي بود. شهيد علي حميدي در هفت سالگي به مدرسه رفت. او تحصيلات خود را تا سوم دبستان ادامه داد و به خاطر مراقبت از پدر بيمارش كه به آسم شديد و تنگي نفس مبتلا بود ترك تحصيل نمود. او به عنوان پسر بزرگ خانواده در كارهاي كشاورزي و دامداري بار اصلي را بر دوش مي كشيد و در ابتداي كودكي با رنج و سختي آشنا شد و با همان سنّ كم در انجام فرايض ديني كوتاهي نمي كرد. نمازش را سر وقت مي خواند و در مراسم مذهبي شركت مي جست. در اغلب فعاليت هاي انقلابي در اوايل انقلاب شركت داشت و با پيروزي انقلاب در تأسيس مدرسه كوچكي كه به همّت دولت بنا شد كوشش بسيار نمود. او ظاهري آراسته و مرتب داشت و نظم را سر لوحه ي كارهايش قرار مي داد و در تيراندازي و شنا مهارت فوق العاده اي داشت.

در سال ۱۳۶۵ ازدواج نمود و در سال ۱۳۶۶ به خدمت مقدّس سربازي اعزام شد. ايشان شجاعانه در جبهه نبرد حاضر شد و در برابر نيروهاي بعثي ايستاد. اين شهيد سرافراز در شهربانی كردستان به انجام وظيفه و حراست از كيان نظام اسلامي پرداخت و در تاريخ ۶۶/۷/۲۷ هنگامي كه عازم خط مقدم جبهه بود مورد اصابت بمباران هواپيماهاي عراقي قرار مي گيرد و به شدت مجروح مي شود و دو روز بعد به درجه ي رفيع شهادت نایل مي آيد. وقتي خبر شهادت اين شهيد سرافراز را به پدر مي دهند با صبري كه خاطره امام حسين(ع) را در برابر شهادت حضرت علي اكبر(ع) تداعي مي كند پاسخ مي دهد، او هم يكي از جوانان اين ميهن است كه به خاطر اسلام شهيد شد. پيكر مطهر او را در گلزار شهداي روستاي امام رضا (ع) از توابع جایزان به خاك سپردند.پس از شهادتش فرزندي براي او متولد شد كه يادگار و ادامه دهنده ي راه اوست، خانواده ي اين شهيد سرافراز سال ها در اميديه در محله ي علي آباد (پاچكوه) با خوشنامي ياد و خاطره او را در دل ها زنده نگه داشته اند. روحش شاد و يادش گرامي باد.