شهید احمد آقاجری

موجیم و وصل ما، از خود بریدن است  –  ساحل بهانه ای است، رفتن رسیدن است  –  ما هیچ نیستیم جز سایه ای ز خویش  –  آیین آینه، خود را ندیدن است

در برگ ریزان و سرما سوزان آذرماه زیدون شکفتن شکوفه‌ای سبز قامت با نوای دلنشین رودخانه‌ی زهره، اهل ده را با خبر نمود.

شهید احمد آقاجری فرزند محمد در تاریخ ۱۳۴۰/۹/۱۹ در روستای سلامه زیدون، هستی خود را اعلام کرد و پا به دامن پدر و مادری گذاشت که برای داشتن اولین فرزند خود لحظه شماری می‌کردند.

شهید احمد آقاجری دوران کودکی‌اش را در روستای چاه شیرین گذراند. دوران تحصیلات ابتدایی برای کودکی که مدرسه‌ای در روستا ندارد دردی است که اکثر بچه‌های آن روز روستا باید با سختی و رفتن به روستاهای همجوار سپری می‌نمودند؛ که شهید احمد هم در روستای چهار کنارون که هم‌جوار روستای زادگاهش بود، پشت سرگذراند. بعد از اتمام دوران تحصیلات ابتدایی به دلیل عدم امکانات و ضعف مالی خانواده نتوانست ادامه‌ی تحصیل بدهد و مجبور به ترک تحصیل شد و از آن پس همانند مردی بزرگ دوشادوش خانواده در کارهای کشاورزی و دامداری به کار پرداخت و با وجود سن و سال پایینش نان‌آور خانواده شد.

روح لطیف و مهربان شهید احمد ایشان را شیفته‌ی همه‌ی اهالی کرده بود و در میان خانواده و خویشان نیز بسیار متواضع و خوش اخلاق بود.

در دوران جوانی عازم خدمت سربازی شد ولی به علت ازدیاد نیرو در اوایل انقلاب از خدمت سربازی معاف شد. با آغاز جنگ تحمیلی که نیروهای بعثی همه‌ی شهرهای مرزی را آماج حملات بی‌رحمانه خود کرده بودند، شهید احمد داوطلبانه وارد بسیج شد و خواستار حضور در جبهه‌ شد. ایشان عاشقانه وارد جبهه‌ی حق علیه باطل گردید.

شهید احمد آقاجری در عملیات والفجر مقدماتی در شیب میسان به عنوان نیروی بسیجی حاضر بود و در شب ۶۱/۱۱/۱۸ به درجه‌ی رفیع شهادت نائل آمد و پس از سال‌ها که پیکر مطهرش در خاک‌ها‌ی شیب‌میسان زینت بخش آن سرزمین بود، در سال ۶۹ بر دوش امت حزب‌الله تشییع و در گلزار شهدای آغاجاری به خاک سپرده شد. روحش در بهشت برین غرق شادی باد.

 

وصیت‌نامه

بسم الله الرحمن الرحیم

خدایا تو را شکر می‌کنم که به من کمک کردی تا تو را بشناسم ودر راه تو مبارزه کنم، تو را سپاس که به من شناخت عطاکردی، تا خود را از ظلمت رانده و به راه تو هدایت شوم، تو را سپاس که به ما رهبری آگاه و فقیهی دانشمند دادی، تا در زیر سایه ایشان و ولایت فقیه زندگی شرافتمندانه‌ای داشته باشیم.

اسلام مکتبی حیات‌ بخش و رهایی ‌بخش از قید و بند اسارت است، پس دائم به دستورات و احکام آن عمل کنید؛ ما راهی بهتر از این پیدا نکرده واین راه را با چشم باز انتخاب کرده‌ایم، اکراه و اجبار هم در بین نبود، پس ای مردم، ما را دریابید وحرف ما را بخاطر بسپارید وخون شهیدان را چراغ راهتان قرار دهید تا هرگز به انحراف کشیده نشوید.

پدر و مادر عزیزم شما برای من خیلی زحمت کشیدید و من نتوانستم گوشه‌‌ای از آنها را جبران کنم، فقط اجر شما را خدا دهد.

در مرگ من هیچ به خود غم و اندوه راه ندهید، چون من راهی را رفته‌ام که راه امام حسین(ع) و راه مردان خداست. خون ما که از خون امام حسین(ع) رنگین‌تر نیست.

والسلام

احمد آقاجری