شهید امان‌ اله فولادی‌ وندا

دو چشمم كاسه ی خون است ای دوست  –   روانم رود كارون است ای دوست  –  بدان آرام جان و مدفن من  –  شهیدستان مجنون است ای دوست

شهید امان‌اله فولادی‌وندا فرزند علی‌سینا، در تاریخ ۱۳۳۷/۱/۱۰ در شهر زیبا و کوهپایه‌ای و نفت‌خیز گچساران دیده به جهان گشود. فرزند هشتم خانواده از همان دوران کودکی دارای روح پهلوانی و متانت و مردانگی و فداکاری بود به طوری که بارها در حوادث مختلف به همدردی و کمک به دیگران بر می‌خاست.

دوران تحصیلات را تا پنجم ابتدایی در شهر آغاجاری ادامه داد.

با پیروزی انقلاب اسلامی، هنوز طعم پیروزی مذاق شهید فولادی را کامل شیرین نکرده بود، که جنگی خانمان‌سوز و همه‌جانبه بر ملت ایران تحمیل شد و همه‌ی مردم ایران آماده‌ی دفاع از مملکت خود شدند.

شهید فولادی در سال ۶۱ در شرکت ملی نفت منطقه آغاجاری استخدام شد و در همین سال وارد جبهه‌های جنگ شد و در عملیات والفجرمقدماتی به عنوان تیر‌بارچی در گردان انشراح در خط مقدم عملیات حضور یافت و چون شیری بر دشمن غرید و در شب ۱۳۶۱/۱۱/۱۸ در شیب‌میسان به همرزمان شهیدش پیوست.

پیکر مطهرش سال‌هاست که در فکه چون دری گرانبها، بر خاک‌های گرم و تفتیده‌ی شیب‌میسان، گنجی پنهان از ارزش‌های انقلاب و اسلام است و مشهد زائران و مسافران این سرزمین می‌باشد و خانواده‌اش هنوز چشم انتظار روز بارانی بازگشت پیکر مطهرش می‌باشند.

وقتی این شهید والامقام ، دوره آموزشی در دره‌عباس را می‌گذراند، قبل از اعزام به جبهه، در جواب مادرش که از او خواسته بود از رفتن به جبهه انصراف دهد؛ نوشت : اگر انصراف بدهم جواب دلم را چه دهم؛ زیرا دلم آسمانی شده و به رفتن بیشتر رضایت می‌دهد تا ماندن و پایبند دنیا شدن. عطر یادش در ذهن‌ها جاودان باد.

 

وصیت نامه

به نام خداوند درهم کوبنده منافقان

با درود بر شهیدان کربلای حسین(ع) و یاران با وفای خمینی و شهیدان گلگون کفن کربلای ایران و با سلام بر امام امت و عاشورای امام حسین(ع) و سنگرهای پرخون مرزهای ایران اسلامی وصیتم را آغاز می‌کنم.

ای منافقان، باید بدانید که ملت ایران، متکی به سلاح ایمان است و به همین خاطر دست رد بر سینه‌ی غرب و شرق زده و به جمهوری اسلامی رأی داده است و بر رأی خود تا آخرین قطره خون ایستادگی خواهد کرد تا استعمار شرق و غرب را به جای خود بنشاند و به یاری خداوند متعال و به رهبری امام امت، خمنی بت شکن این انقلاب را از مرزهای کشور اسلامی به کشورهای دیگر صادر خواهد کرد.

پدر و مادر عزیزم درود بر شما. خداوند ان‌شاءالله به شما صبر و سلامتی عنایت بفرماید. اگر قسمت شد و به فیض شهادت رسیدم، ناراحت نباشید و بدانید بشر یک روز به دنیا می‌آید و یک روز از دنیا می‌رود، پس چه بهترکه در راه خدا برویم تا پیش خدا روسپید باشیم و مثل آن اشخاص نباشیم که تا یک حادثه ناگوار برایشان پیش می‌آید خدا را از یاد می‌برند، از آن مردان خدا باشید که در چنین مواردی خدا را شکر می‌کنند.

در مجلس ختم من اصلاً گریه نکنید و فقط دعا کنید تا اسلام پیروز شود که اگر اسلام ان‌شاءالله پیروز شد هم فرزند داریم و هم دنیا و آخرت. در راه اسلام قدم بردارید و برای اسلام تلاش کنید. خداوند شما را ثابت قدم بدارد.