شهید سعید قربانی

ما زبالاییم و بالا می رویم  –  ما زدریاییم و دریا میرویم  –  ما از آنجا و اینجا نیستیم  –  ما ز بی جاییم و بی جا می رویم

ماه بهمن، بال سبز خود را بر زمین خشک و سخت گسترده بود تا سیلی سرد زمستان به فراموشی سپرده شود. این سرسبزی و طراوت با آوازی زیبا آمیخته شد، تا ورود نوزادی را به کره خاکی اعلام نماید.

شهید سعید قربانی فرزند مرتضی‌قلی در تاریخ ۱۳۴۵/۱۱/۱۱، در شهر امیدیه دیده به جهان گشود. خانواده‌‌ی مذهبی و متدین سعید، که برای تولدش مشتاقانه لحظه شماری می‌کردند، پرورش ایشان را با جان و دل پذیرا بودند.

شهید دوران تحصیلات خود را تا سال چهارم دبیرستان در امیدیه گذراند؛ سپس وارد آموزشگاه فنی و حرفه‌ای شرکت نفت شد. همزمان با تحصیل در آموزشگاه فنی و حرفه‌ای در اداره کالا مشغول به کار بود. سال آخر تحصیل بود که به عنوان بسیجی وارد جبهه‌های نبرد حق علیه باطل شد، تا از حریم دین و انقلاب اسلامی در برابر دشمنان سرتا پا مسلح، دفاع نماید.

در عملیات والفجرمقدماتی در شب حماسه‌ی شیرمردان گردان انشراح، عاشقانه و جانانه جنگید و در تاریخ ۱۳۶۱/۱۱/۱۸، در شیب‌میسان به خیل شهدای خونین کفن پیوست.

پیکر مطهرش سالها زینت‌بخش خاک‌های گرم شیب‌میسان بود، تا پس از شناسایی و تفحص در سال ۶۹ بر دستان امت حزب‌الله تشییع و در گلزار شهدای ایذه به خاک سپرده شد. روحش شاد و یادش گرامی باد.

 

وصیت نامه

بسم الله الرحمن الرحیم

{ الَّذینَ آمَنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا فی سَبیلِ اللهِ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَ اللهِ وَ أُولئِکَ هُمُ الْفائِزُون }     (توبه/۲۰)

«بدرستی که آنان که ایمان آوردند و هجرت گزیدند و در راه خدا جهاد کردند والاترین مقام را نزد خداوند دارند و آنها هستند رستگاران»

شکر خدا که مرا هم در عصر خمینی قرار داد تا بتوانم پای در راه ایشان بگذارم و به لقا‌الله بپیوندم. مرگ در راه خدا افتخار است و بنا به گفته امام (شهادت آغاز زندگی یاران است) من با چشم بینا و گوش شنوا، در کمال سلامت راه خود را انتخاب کردم که راه من همان راه حسین(ع) است و مرگ در راه خدا. خانواده‌ی عزیز از مرگ من ناراحت نشوید و خوشحال باشید که فرزندی را در راه خدا داده‌اید.

والسلام

سعید قربانی