شهید سیف‌ اله سیفی

خوشا آنان كه جانان می‌شناسند  –  طریق عشق و ایمان می‌شناسند  –  بسی گفتیم و گفتند از شهیدان  –  شهیدان را شهیدان می‌شناسند

سال ۱۳۳۲ داشت از شهریور گرم و سوزان عبور می‌کرد و به پاییز زیبا و رنگارنگ می‌رسید که در هیاهوی گرم و کودکانه بچه‌ها در کوچه‌ها برای رفتن به مدرسه، آوازی برخاست که مسافری عزیز در خانواده‌ی سیفی اعلام حضور نموده است.

شهید سیف‌اله سیفی فرزند قوچعلی در تاریخ ۱۳۳۲/۷/۱۰، در خانواده‌ای روستایی، کشاورز، مذهبی و متوسط در شهر سردشت زیدون از توابع شهرستان بهبهان دیده به جهان گشود و در فضای آکنده از مهر و محبت پدر و مادر به عنوان آخرین فرزند خانواده، خواهر و دیگر برادران برای حضورش جشن با صفا و گرمی گرفتند؛ تا بعداً در حسرت ندیدنش کمتر غصه‌ی با هم بودن را تکرار مشق شبشان کنند.

شهید سیف‌اله سیفی که به قول همرزمان و دوستانش در زیدون، یکی از رزمندگان شجاع و نترس دفاع مقدس بود، دوران تحصیلات را تا پایان دور‌ه‌ی راهنمایی در شهر سردشت پشت سر گذاشت و از ادامه‌ی تحصیل به علت مشکلات بازماند و به عنوان کارگر در شرکت نفت امیدیه استخدام و مشغول به کار شد.

دوران مبارزات انقلاب همراه با پختگی و بلوغ فکری شهید سیفی بود و ایشان با شناخت از نهضت امام خمینی(ره) خود را آماده‌ی هر نوع مبارزه و حق‌طلبی علیه رژیم پهلوی می‌کرد و در تظاهرات و پخش اعلامیه‌ها شرکت داشت؛ تا اینکه همزمان با پیروزی انقلاب اسلامی، علاوه بر طعم شیرین پیروزی انقلاب، شور و شعف ازدواج، کانون خانواده را برای شهید سیفی گرم کرد.

ایشان در سال ۱۳۵۷ ازدواج نمود که حاصل این ازدواج میمون و مبارک دو پسر بود که یادگاران ایشان بعد از شهادتش هستند. وقتی جنگ شروع شد روح دریایی شهید سیفی برای حضور در جبهه مواج و پرتلاطم شده بود و برای حضور در جبهه‌ها لحظه شماری می‌کرد.

در سال ۱۳۶۱ در عملیات والفجرمقدماتی در گردان انشراح، به عنوان تک تیرانداز در خط مقدم حضور یافت و در شب ۶۱/۱۱/۱۸، در شب حماسه و خون و باروت، شهید سیفی مورد اصابت مستقیم گلوله‌ی دشمن بعثی قرار گرفت و به شهادت رسید.

پیکر مطهرش سال‌ها در خاک شیب‌میسان ماند تا اینکه با تفحص و شناسایی در سال ۱۳۸۶ با تشییع جنازه باشکوه در گلزار شهدای سردشت زیدون به خاک سپرده شد. روحش شاد و یادش گرامی.