شهید عروجعلی ولیپور

ای شهیدان ، عشق مدیون شماست  –  هرچه ما داریم از خون شماست  –  ای شقایق ها و ای آلاله ها  –  دیدگانم دشت مفتون شماست

پاییز زرد و سرد به شب‌های چله و سوزناک زمستان نزدیک می‌شد. حوالی ایستگاه بیستم آذر، ماه آخر پاییز، ارمغان بهاری در خانواده ولی‌پور، سردی سرما را به گرمی دل‌ها نزدیک ساخت. شهید عروجعلی ولی پور فرزند برجعلی، در تاریخ ۱۳۴۵/۹/۲۰ در شهر کوهپایه‌ای و نفت خیز و قهرمان پرور آغاجاری دیده به جهان گشود و حضور خود را در دنیای خاکیان ثبت نمود.

فرزند هفتم خانواده، در خانواده‌ای مذهبی و متدین و متوسط از نظر مالی پرورش یافت، که جمع با صفای خانواده، مملو از صمیمیت و طنزهای بچه‌های اهل خانه بود. دوران تحصیلات و ایام بازی‌های کودکانه و سرگرمی‌ها به سرعت ابرها از پیکره‌ی زندگی عروجعلی رخت کشید وتحصیلات خود را تا پایه پنجم ابتدایی ادامه داد؛ اما مشکلات و مسایل خانواده باعث شد تا عطای قیل و قال مدرسه را به لقایش بخشیده و برای امرار معاش و گذر زندگی، وارد بازار کار و تلاش شود.

دوران انقلاب برای عروجعلی، جرقه‌هایی از امید و نشاط را متبلور ساخت تا بی‌عدالتی را که بر پیکره‌ی ایشان و خانواده‌اش شلاق زده بود، با پیروزی انقلاب به بهار انصاف و عدالت تبدیل نماید.

هنوز طعم پیروزی انقلاب را نچشیده بود، که جنگ تحمیلی بر پیکره‌ی این مملکت، زخمی ناجوانمردانه زد؛ اما غیرت و شجاعت جوانان این مرز و بوم که عروجعلی نمونه بارز آن است، باعث شد تا جنگ دانشگاه پرورش غیور مردان ایران اسلامی شود.

شهید عروجعلی از طریق بسیج وارد جبهه‌ی حق علیه باطل شد و در عملیات بیت‌المقدس و آزادسازی جاده اهواز- خرمشهر شرکت کرد. سرانجام ایشان در قالب گردان انشراح در عملیات والفجرمقدماتی حضور یافت و در تاریخ ۶۱/۱۱/۱۸ در شیب‌میسان، ندای عروج به ملکوت اعلی را همچون مولایش علی(ع) عاشقانه سر داد و به خیل دوستان شهیدش پیوست.

پیکر مطهر ایشان سال‌ها در خاک شیب‌میسان ماند و در سال ۱۳۶۹ پس از تفحص و شناسایی بر دستان امت شهیدپرو تشییع و در گلزار شهدای آغاجاری به خاک سپرده شد. روحش در بهشت برین غرق شادی باد.