شهید علی اکبر بهرام پور

دلم تنگ است ماتم دارم امشب  –  دلی سرشار از غم دارم امشب  –  غم آمد، غصّه آمد، ماتم آمد  –  خدا را زین میان كم دارم امشب

ماه سوم پاییز روزهای ابتدایی خود را با سوز و اشک سرما بر پهنای شهر پهن کرده بود و نفس‌های مردم، راه را بر نگاه‌ها تاریک می‌کرد که نوری بر بام خانه‌ی بهرام‏پور، چراغ خانه را روشن و گرم کرد.

شهید علی اکبر بهرام پور فرزند خسرو، در تاریخ۱۳۴۳/۹/۵، در میانکوه از مناطق زیبای شهرستان امیدیه، دیده به جهان گشود. فرزند دوم خانواده با لبخند خود بر جهان هستی، کانون گرم خانواده را روشنایی و حرارت ویژه‌ای بخشید. لبخند ملیحی که سرنوشت شهید بهرام‌پور را تا خاک‌های گرم و شب‌های سرد شیب‏میسان، متحیر و عاشق کشاند تا خاک تفتیده، اُبهت و تقدس از خون ایشان بگیرد.

ایشان دوران تحصیلات خود را تا مقطع هنرستان در سال سوم فنی، در هنرستان شهید اتابک پشت سر گذاشت. وقتی انقلاب پیروز شد ایشان نوجوانی بیش نبود، که با آگاهی از آرمان‎ها و اهداف انقلاب اسلامی برای رسیدگی به امور مستضعفان و محرومان گام‌های مؤثر و مهمی برداشت تا جایی که در ساختن خانه برای محرومان اقدام کرد.

در تمام دوران انقلاب اسلامی در صحنه‌ها حاضر و از هیچ کوششی دریغ نمی‌کرد. بعدها به عضویت سپاه درآمد و به عنوان پاسدار وظیفه وارد جبهه‌ها شد.

در عملیات والفجر مقدماتی در گردان انشراح به عنوان گردان خط شکن در منطقه شیب میسان حضور داشت، که در شب حماسه مردان خونین کفن، در تاریخ ۶۱/۱۱/۱۸ در منطقه‌ی شیب‏میسان به درجه‌ی رفیع شهادت نائل آمد. سا‌ل‌ها پیکر مطهرش زیور تابنده‎‌ای بر گردن خاک‌های رملی شیب‏میسان بود تا این‌که پس از هشت سال پیکر مطهرش در سال ۱۳۶۹ بر دوش هموطنانش تشییع و در گلزار شهدای اهواز به خاک سپرده شد. خدایش با شهدای کربلا محشور نماید.