
سبكبالان خرامیدند و رفتند – مرا بی چاره نامیدند و رفتند – رها كردند كه در زندان بمانم – رها كردند كه سرگردان بمانم
در سال ۱۳۴۱ در شهر کوچک و سرسبز چرام کوهگیلویه، آشیانهی پدر و مادری به وجود شیرمردی از کوههای دلاور خیز دنا، گرم وصمیمی شد.
شهید قاسم باقریان فرزند ناصر در سال ۱۳۴۱ در شهر چرام در خانوادهای مستضعف و مذهبی چشم به جهان گشود. فقر خانواده باعث شده بود که شهیدباقریان درس و مشق را رها کرده و به کار و تلاش برای امرار معاش خانواده بپردازد. محرومیت منطقه در رژیم پهلوی مشهود بود به همین دلیل اکثر مردم منطقه در تنگنا و محرومیت به سر میبردند، در عین حال غیور و دلاور و شجاع بودند که دلاوری شهید باقریان نیز زبانزد خاص و عام بود.
ایشان در سال ۱۳۶۰ برای خدمت مقدس سربازی به پایگاه پنجم شکاری امیدیه اعزام گردید.
وی در ادامه به صورت داوطلبانه، مأمور به بسیج آغاجاری(امیدیه) گشته و در چندین عملیات از جمله محرم و رمضان شرکت نمود و سرانجام در قالب گردان انشراح در تاریخ ۶۱/۱۱/۱۸ در عملیات والفجر مقدماتی در منطقه شیبمیسان حضور یافت و به درجه رفیع شهادت نائلآمد.
پیکر پاکش پس از ۸ سال در سال ۱۳۶۹ توسط گروه تفحص در منطقه عملیات شناسایی شد و در گلزار شهدای چرام در کنار همرزمانش به خاک سپرده شد. روحش در بهشت برین غرق شادی باد.
برگزیده وصیت نامه
بسم الله الرحمن الرحیم
خوش دمیست که سرها برآوریم از خاک
چو بوی رحمت یار از مزار ما گذرد
من جانباز روحالله، حاضر شدم به جبهه بروم، این راهی که ما می رویم راه امام حسین( ع) و به فرمان امام عزیزم (این قلب تپنده) میباشد، که می فرماید ای جوانان، جبهه ها را خالی نگذارید و به سوی جبهه بشتابید.