
ما همه موج و تو دریای جمالی ای دوست – موج دریاست، عجب آنکه نباشد دریا
فصل سرد زمستان، با طی روزهای آخر ماه خود، عقربههای خود را کندتر به صدا در آورده بود تا بهار و سبزه برسد. ماه آخر فصل زمستان در شهر مسجد سلیمان خود بهاری دیگرگونه دارد، که با تولد فرزندی رشید در خانوادهی چهارده چریکی بهار خود حدیث دیگری دارد.
شهید محمدرضا چهاردهچریکی فرزند قاسمعلی، در تاریخ ۴۴/۱۲/۱۱ در خانوادهای کارگری و مذهبی در شهرستان مسجد سلیمان پا به جهان فانی گذاشت تا اهل محل و خانواده حضور سبز او را خلعت شادمانه بگیرند. هنوز چشمانش سیر از تماشای نگاه محبت آمیز مادر نشده بود که در سن یک سالگی نعمت گرانبهای مادر را از دست داد و این غم را تا دوران نوجوانی و جوانی همیشه به همراه داشت، اما او هم همانند اکثر هم قطارانش در کوره حوادث و سختیهای زندگی و روزگار پخته میشد؛ چرا که قرار بود در آوردگاهی عظیم به جنگ با ناکسان برود.
بعد از گذشت پنج سال از شهر مسجد سلیمان به همراه خانواده به دلیل انتقال کار پدر به امیدیه نقل مکان کرده و در اینجا ساکن شدند. دوران با نشاط تعطیلات ابتدایی را در دبستان ابن سینا (شهید رحیمی) امیدیه پشت سر گذاشت.
شروع دوران تحصیلی راهنمایی او همزمان شد با شروع مبارزات انقلاب اسلامی برعلیه رژیم شاهنشاهی که اعتصابات و تظاهرات بخشی از این دوران بود. با پیروزی انقلاب، به ادامه تحصیل پرداخت. پانزده سال سن داشت که جنگ تحمیلی بر علیه ملت شریف ایران و انقلاب اسلامی از طرف استکبار جهانی به نمایندگی صدام بعثی آغاز شد. بارها داوطلب اعزام به جبههها شد، اما به دلیل سن کم، او را نپذیرفتند.
بعد از گذراندن دوران راهنمایی و رسیدن به سن قانونی با اصرار زیاد که کار اکثر جوانان و نوجوانان آن روز این مرز و بوم بود، با گردان انشراح به جبهه شیبمیسان اعزام شد و در تاریخ ۶۲/۲/۲۶ در پدافندی والفجر مقدماتی، بر اثر ترکش خمپاره به نهایت آرزویش که شهادت بود، رسید و در تاریخ ۶۲/۲/۲۷ در گلزار شهدای امیدیه در کنار همرزمانش به خاک سپرده شد. یادش گرامی و راهش پر رهرو باد.
برگزیده وصیت نامه
در نامه ای که تحت عنوان وصیت نامه برای خانواده ارسال کرده بود خانواده را به صبر و شکیبایی و اطاعت از امام و ولایت فقیه توصیه میکرد. برادران خود را به خواندن نماز اول وقت به صورت جماعت و پیروی از ولایت فقیه سفارش کردند.