
در ره منزل لیلی كه خطرهاست در آن – شرط اول قدم آن است كه مجنون باشی
مهرآگین ماه مهر به شکرانهی دعای مادر و پدر، مژدگانی خدا بود به اهل خانواده که وجودش، روح افزا و غمگسار بود. شهید مهران افضلی فرزند شکراله، در ۱۳۴۵/۷/۲۶ در رامشیر دیده به جهان گشود تا حضورش مرحلهای جدید از آزمون الهی برایش رقم بزند.
حضور فرزند دوم خانواده نشاط و خوشحالی بیانتهای کوچههای شوق را برانگیخت و زود انیس مادر و یاور پدر شد. همچون پروانهای گرد وجود پدر و مادر بال میزد. دوران تحصیلات ابتدایی را همانند همسالان با ذوق و شوق و اشک و شادی پشت سر گذاشت و بارها در مسیر مدرسه، مهربانیاش ناگفتههای دوستانش را عقدهگشایی میکرد.
سرو وجودش هنوز قامت نگرفته، که مبارزات مردم ایران علیه رژیم پهلوی آغاز شده و به اوج خود رسیده بود. شهید افضلی همواره بحث عدالتخواهی و ظلمستیزی را با دوستان در میان میگذاشت و در مراسمات و تظاهرات شرکت میکرد.
دورهی تحصیلی را تا سوم راهنمایی میگذراند که همزمان در پایگاههای مقاومت حضور فعال داشت. هنگامیکه جنگ آغاز شد، شهید مهران چهارده سال بیشتر نداشت که طالب حضور در میدان جنگ و مبارزه با دشمن بعثی بود و سه بار عازم جبههها شد. در عملیات والفجر مقدماتی در گردان انشراح، به عنوان آرپیجیزن حضور یافت و در شب پرپر شدن لالههای بوستان انقلاب و معراج مردان ملکوتی در تاریخ ۶۱/۱۱/۱۸ جانانه جنگید تا اینکه روح ایشان آسمانی شد و به خیل همرزمان شهیدش پیوست.
پیکر مطهرش که سالها در خاک شیبمیسان، چون گنج نهفتهای زینت بخش ماسههای تفتیده بود، در سال ۱۳۶۹ پس از تفحص و شناسایی و تشییع جنازه باشکوه در گلزار شهدای آغاجاری به خاک سپرده شد. عطر یادش در ذهنها جاودان باد.