خوشا آنان‌كه با عزّت زگیتی  –  بساط خویش برچیدند و رفتند

عید سال ۱۳۴۱ برای خانواده‌ی مؤمنی عیدانه‌ای بهاری بر سر سفره‌ی محبت آنان نشاند. تولد رمضان هفت سین سفره‌ی عشق آنان را تکمیل کرد.

شهید رمضان مؤمنی بید زرد فرزند میرزاجان در نوزدهم فروردین۱۳۴۱، در شهر آغاجاری دیده به جهان گشود. فرزند چهارم خانواده، ستاره‌های آسمان خانه را با حضور نورانی و عطرآگین خود نورانی‌تر کرد و شعاع نور حضور خود را تا انتهای کوچه‌ی بن بست شهر کشاند.

شهید رمضان در خانواده‌ای مذهبی و با ایمان و کارگری از قشر محروم جامعه آن روز پرورش یافت. میرزاجان پدر خانواده که مجبور بود برای تامین مایحتاج خانواده با جان ودل کار کند دل خوشی‌هایش به داشتن فرزندانی با ایمان و فداکار همچون رمضان بود.

با شروع اوج‌گیری انقلاب اسلامی و حضور  مردم در صحنه‌های مبارزه با رژیم طاغوت و عصیانگری پهلوی، شهید رمضان مؤمنی نیز دوشادوش مردم ایران و مردم شهرش در راهپیمایی‌ها شرکت می‌کرد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، شهید وارد سپاه شد و شبانه روز از ارزش‌های نظام و انقلاب دفاع می‌نمود.

او دوران تحصیلات ابتدایی و راهنمایی خود را در شهر زادگاهش پشت سر گذاشت. در حال درس خواندن در مقطع متوسطه بود که جنگی خانمان سوز از طرف رژیم بعثی بر ملت ایران تحمیل شد. شهید درس و مدرسه را رها کرده وارد میدان جنگ و نبرد علیه دشمن شد. در حالی که در جبهه‌ها به نبرد با دشمن می‌پرداخت به درس خواندن هم مشغول بود تا اینکه توانست دیپلم فرهنگ و ادب را اخذ نماید.

در عملیات فتح‌المبین که منجر به آزاد سازی سرزمین‌های زیادی از میهن اسلامی در اطراف شوش بود، شرکت داشت. هنگامی که زمزمه‌ی آغاز عملیات والفجرمقدماتی به گوش ‌رسید، قلب شهید مؤمنی تندتر از همیشه برای رسیدن به هدفی عظیم می‌تپید.

شهید مؤمنی در عملیات والفجر مقدماتی به عنوان تیرانداز گردان انشراح در خط مقدم عملیات قرار گرفت و در تاریخ ۶۱/۱۱/۱۸ در منطقه شیب میسان به درجه رفیع شهادت نائل آمد و در بهشت برین منتظر ماند تا میزبان برادر شهیدش جهانگیر مؤمنی در آینده باشد.

پیکر پاکش پس از هشت سال، در سال ۱۳۶۹ پس از تفحص و شناسایی بر دستان امت حزب‌الله تشییع و در گلزار شهدای آغاجاری به خاک سپرده شد. عطر یادش جاودان باد.